تبلیغات
اهورا مزدا بی همتا - مقدمه ای بر فرهنگ و زبان كردی
پنجشنبه 11 فروردین 1390

مقدمه ای بر فرهنگ و زبان كردی

   نوشته شده توسط: محسن مهدی پور    


دختر کرد

روایت های كهن كردی یكی از اسطوره های قوم ایرانی را كه در كتاب شاهنامه به نظم درآمده است، به عنوان چگونگی پیدایش قوم خود بازگو می كند : جمشید یكی از نخستین
پادشاهان اسطوره ای بر دیوان وپریان و هفت كشور زمین فرمانروا بود. به هنگام سلطه او زمین نظام یافت و آباد شد و طبقات پدید آمدند،  حرفه و شغل مشخص شد و نیز به زمان او آدمیان و جانوران از مرگ فارغ و آب و گیاه از خشكی بركنار و نعمت بی پایان بود و از سرما و گرما پیری و مرگ وآز كه آفریده اهریمن است، نشانی نبود. این همه تا آنجا
باقی بود كه جمشید دیندار بود و پرستنده یزدان، آنگاه كه غره گشت و خود را خداوند خواند، فره ایزدی كه با او بود به هیئت مرغی او را ترك گفت و جهان به آشوب اندر شد و مردم ضحاك تازی را به شاهی برگزیدند، ضحاك زشت سیرت، ناپاك و سبكسر اما دلیر و جهانجو پسر نیك مردی مرداس نام، ساكن دشت نیزه گذار (عربستان) بود و از آنجا كه او را ده هزار اسب بود بیوراسبش می نامیدند. ضحاك به فریب ابلیس پدر خویش بكشت و ابلیس به لباس خوالگیران به نزد ضحاك آمده با بوسیدن شانه هایش دو مار از كتف او برآورد و پنهان گشت : دیگر بار به هئیت حكیمی بر او ظاهر شد، چاره شاه را كه از مارها به ستوه آمده بود در خوراندن مغز دو جوان به مارها دانست، تا نسل انسان برافتد. دو مرد پارسا كرمائیل و ارمائیل كه برای نجات انسان قبول منصب وزارت كرده بودند، دانستند اگر هر روز مغز یكی از جوانان را با مغز گوساله ای توام سازند و یكی از جوانان را نجات دهند، كسی  آگاه نخواد شد، از این رو هر روز یكی از جوانان را نجات دادند و او را امر به اختفای خود می كردند و چون به دویست رسیدند، ایشان را رمه ای فراهم آورده و به كوهستان فرستادند، قوم كرد از ایشان پدید آمد و پیش بند چرمین آهنگری بر چوبی آویخت و مردم را به قیام فراخواند و با آنان به قصر ضحاك حمله برد و او را با پتك آهنگری خود بكشت. كردان معتقدند این واقع در اول فروردین سال 612 قبل از میلاد یعنی سال سقوط نینوا به دست بابلیها به كمك قوم ماد اتفاق افتاده است و از آن پس در این روز همگان جشن برپا می دارند و به شادی می گذرانند و آن روز را نوروز نام نهادند.

در روایتی دیگر گفته اند كردان از اولاد كنیزان بارگاه حضرت سلیمان بودند كه وقتی ملك وی گرفته شد شیطان معروف كه «جید» نام داشت با آنان درآمیخت ولی خداوند كنیزان مؤمن را از آمیزش وی مصون داشت. در متون  كهن در مورد مبداء و تیره های كرد اختلاف نظر است. بعضی گفته اند آنها از قوم ربیع ابن عدنان اند كه به روزگار قدیم جدا شده و به سبب گردن درازی در كوهها و دره ها اقامت گرفته و با عجمان و ایرانیان كه در آن نواحی مقیم شهرها و آبادیها بودند مجاور شده و زبان خویش بگشته اند و زبانشان عجمی شده است و هر یك از طوایف كرد یك زبان خاص كردی دارند، اما تحقیقات در مورد منشاء كرد از دیدگاههای متفاوت نتایج تقریباً مشابهی داشته است. در حقیقت این تحقیقات كه در پاره ای از اوقات نیز بسیار مفصل اند. تحقیقات انسان شناسی نیز در این باره كمكی نمی كند . این بررسیها با نگرشهای متفاوت به منشاء قبایل كرد همراه بود كه به فرضیه های متعدد انجامیده است.
مانند فرضیه هایی كه بر اساس واژه شناسی كرد و با تكیه بر استدلال های زبان شناسی پی ریزی شده كه این استدلال ها خود بر دو نظریه، بومی بودن كردها و نیز نظریه مهاجرت آنها از شرق به این ناحیه و درآمیختگی آنها با بومیان استوار است و گروه دیگر نظریه محققانی است كه مبنا را بر حقایق تاریخی، جغرافیایی و نژادی شناخت شده گذاشته اند و آنان كه با تلفیق این نگرشها موافقند، در نهایت دو فرضیه ارائه شده است :

 فرضیه نخست آنها را آریایی (ایرانی) و زمان مهاجرت ایشان را قرن هفتم پیش از میلاد از نواحی دریاچه ارومیه از سرزمین ماد كوچك آتروپاتكان یا آذربایجان امروز می داند كه به نواحی دیگر نقل مكان كرده اند. در حال حاضر محققان در منشا ایرانی بودن كردها متفق اند و معتقدند كه كردان امروزی همان كردوك های باستانند كه سرزمینشان هنوز هم یكی از مراكز سكونت كردان است و قوم كرتی كه نویسندگان یونان باستان آنها را در كنار اقوام پارس نام برده اند، همین كردهای امروزی هستند.
فتوحات قوم ماد و پارس موجب تغییرات و تحولات وسیعی شد و در این رابطه ناگزیر به مهاجرت و تغییرات و تحولات وسیعی شد و تغییر مكانهای عمده ای به خود گرفتند مثلاً اقوام آساگارتیا كه مسكن اصلی شان سیستان بود به سوی مغرب مهاجرت كردند ، بطوری كه این قوم را در عهد آشوریان در ماد می بینیم كه در عهد داریوش كتیبه بیستون در كرمانشاه پایتخت این قوم بود.
جایی كه داریوش سردار آنها را به قتل رساند جالب اینجا است كه صورت این مرد بر روی كتیبه بیستون به كردان شبیه است. اما اقامتگاه كردان امروزه از جنوب به شمال به صورت نوار پهنی كه مرز ایران و عراق را در بر می گیرد از غصبه مندلی در شرق بغداد و در مسیر مرزهایی كه مرزهای ایران و تركیه را از هم جدا می كند، تا كوه آرارات و از شمال تا حاشیه ماوراء قفقاز گسترش یافته است و حد شمال آنها در تركیه و در جنوب تا حاشیه های دشت بین النهرین امتداد دارد. در مغرب مرز منطقه مسكونی كردها با رود فرات مشخص شده است.
كردها در آسیای صغیر رسوخ كرده و با تشكیل جزیره های كوچك مسكونی و منفرد در نزدیكی های قونیه و سلوكیه تقریباً تا دریای مدیترانه پیش رفته اند. در مشرق طوایف پراكنده كرد در خراسان (جائی كه شاه عباس برای مقابله با تركمن ها آنها را بدانجا كوچ داده است) مازندران و گیلان و حتی دامنه های آتشفشان در استان سیستان و بلوچستان در گوشه پرت جنوب شرقی ایران نزدیك مرز پاكستان پراكنده اند. در تركیه جمعیت انبوه كردها در قسمت های كوهستانی كه جزء خاك تركیه است در طول سلسله جبال زاگرس و شاخه های آن زندگی می كنند. در ولایت وان و بتلیس و سنجاق و حكاری ساكنند و حداقل در 17 ایالت از 67 ایالت این كشور ساكنند در عراق كردها در شمال كشور در ایالت دهوك نواحی زاخو، مازوری، جیر، امادیه و اكرام ساكنند.
اكثر كردان این نواحی یزیدی هستند. مناطق كردنشین دیگر در شمال عراق شامل نواحی كركوك، سلیمانیه و نواحی خانقین و مندلی است. در سوریه  در مجاورت مرزهای شمال شرقی كشور و نیز ناحیه كردداغ قامشلو تا شرق فرات مقیم اند. كردها همچنین در قفقاز جمهوری ارمنستان، آذربایجان شوروی و جمهوری گرجستان زندگی می كنند در ایران كردها عمدتاً در غرب و شمال غرب ساكنند. آنها در استانهای آذربایجان غربی (ماكو، مهاباد، بوكان، سردشت، تكاب، پیرانشهر، سلماس، نقده و مركز استان یعنی ارومیه) مقیم اند و منطقه اصلی آنها استان كردستان است. استان كرمانشاه و ایلام نیز مسكن اصلی كردها می باشد.
امروزه ایران تنها كشوری است كه بخشی از كشور را به نام كردستان می شناسد در همه كشورهای دیگر نام كردستان فراموش شده است. در تركیه از كردستان به عنوان آناتولی شرقی و در عراق بعنوان ایالت شمالی و در سوریه به ایالت جزیره نام برده می شود. كردستان ایران اصولاً یك منطقه دامداری و كشاورزی است در این منطقه حاصلخیز پیشرفتی نكرده است تنها در زمینه صنایع دستی فعالیتهای محدودی صورت می گیرد. تولید صنایع دستی در نقاط شهری و روستایی معمول بوده است و عده كثیری بدان اشتغال دارند، این صنایع عبارتند از فرش بافی، گلیم بافی، نساجی، نازك كاری چوب گیره دوزی و صنایع خراطی، سوزندوزی، قلاب دوزی، منجوق دوزی و ساختن زیورآلات كه اكثر آنها به یكسان در شهر و روستا تولید می شوند.
زنان در تمام بخشها غیر از نازك كاری، گیره دوزی، خراطی و ساختن زیورآلات حضور فعال دارند و اغلب در ارتباط با سوداگران قالی به صورت روزمزدی و كارمزدی سفارش كار می گیرند.


آنجا که به شعر عامیانه کردی می رسیم روح سرکش کرد در تنگنای قاعده اسیر نمی شود وروی می نماید هر چه بیشتر در مورد زبان وادبیات وتاریخ وجغرافیا وسنن قوم کرد بیشتر مطالعه کنیم بار اندوه وتاثر فراوان می گردد می بینیم که چگونه جهالت ، وماشین زبان باستانی کرد را در معرض نابودی قرار داده است.


زبان و ادبیات كردی :

زبان كردی كه به گروه زبانهای ایرانی شمال غربی تعلق دارد به چهار دسته تقسیم می شود : گوران، كرمانج، لر و كلهر، لهجه های زبان كردی كه تحت عنوان زبان كردی شناخته می شوند. یك زبان واحد را تشكیل نمی دهند.
این لهجه ها از یك ریشه اند اما هر یك ویژگیهایی دارند كه آنها را از هم متمایز می كند. لهجه كرمانجی را در كردستان شمالی، لهجه های سنندجی و سلیمانیه (سورانی) را در كردستان مركزی، لهجه های لكی و اورامی را كه در اغلب ادبیات كردی مربوط به این لهجه است و كلهر رادر كردستان جنوبی بكار می روند.
خط كردی، عربی و لاتین است كه در آن تغییراتی داده شده است. روح كرد در ادبیات او در فرهنگ عامیانه و شعر و موسیقی وغنای اشعارش علی رغم بیسوادی اكثریت مردم كرد آشكار است و شاید این بیان ساده و روشن در ایجاد اشعار غنایی و حماسی تا بدین حد بكر و سرشار از روح و زندگی، مدیون این واقعیت است.
با آنكه تاثیر ادبیات ایرانی و عرب در ادبیات مدون كردی بسیار است و منظومه های با وزن و قافیه به تقلید از اشعار فارسی و عربی سروده اند. زبان كردی كه با وجود قدمت تاریخی و حوادث و رویدادهای شگرف زمان مانند یورشهای مداوم سومریها، كلدانیها، سلاطین، سلسله سلجوقی، رومی ها، مغولها و به ویژه اعراب مهاجم و لشگركشیهای مداوم امپراطور عثمانی به سرزمین كردستان و قتل حكمرانان خاندان اصیل بابان و تبعیض نژادی و مذهبی سلاطین صفوی و اقدامات ناروای نادرشاه افشار و تبعید خانواده های كرد به نقاط دوردست و اخلال روز افزون ومزدورانه  استعمارگران غارتگر انگلیسی و كشتار گروه میهن پرست، هنوز اصالت و ویژگیهای خود را به خوبی نگاه داشته و همچون قله كوه «چهل چشمه» استوار و متین و پای بر جا مانده است.
 بر اساس تفكرات بی اساس و دور از منطق، گروهی به اصطلاح زبان شناس متأسفانه آن را از لهجه های مختلف زبان فارسی به حساب می آورند و عجب اینكه قضاوتی بی پایه به دانشمند و محقق كرد زبان مرحوم رشید یاسمی استاد ممتاز دانشگاه تهران نیز سرایت كرده است. طبق تحقیقات به عمل آمده زبان كردی در بین زبانهای شرق تنها زبانی است كه بغیر از الفاظ دینی از اختلاط زبان عربی جلوگیری نموده و كلمات آریایی قدیم را حفظ نموده است و كردها از دیرباز هم حتی اسامی عربی آن را آنچنان دگرگون كرده و می كنند كه بسیار مشكل می توان فهمید این اسماء در اصل عربی بوده اند، مانند :
حه مه «محمد» ، فه ته «فتح ا...» ، ره شه «رشید» ، عه به «عبدا...» ، خه جی «خدیجه» و اكنون نیز دیرگاهی است كه اسامی كردی روی فرزندان خود می گذارند :
دیار « نشان و سرزمین» ، نه شمیل «خرامان» ، روناك «روشن» ، شلیره «لاله» ، هه تاو «خورشید» ، شه پول «موج» ، شه مال «باد صبا» ، ژیان «زندگی» ، عه ستیره «ستاره» ، گه لاویژ «ستاره سهیل» و ...
زبان كردی یكی از كهن ترین زبانهای ایران و شاخه ی اصیل از زبانهای هند و اروپایی به حساب می آید. بر اساس تحقیقات به عمل آمده و پر ارزش زبانشناسان این زبان از لحاظ غنای واژه و فولكلور و ادبیات توده ای به قدری وسیع است كه در كمتر موردی نیاز به استعمال لغات زبانهای دیگر خواهد داشت.
ریشه زبان كردی زبان مادی است، اگر چه از زبان مادی اطلاعات زیادی در دست نیست، اما زبانشناسان معتقداند كه زبان مادی و پارسی به هم شبیه بوده  اند. زبان كردی (مراد كردی په تی یاسره) از حیث شكل كلمات، صرف و نحو مفرد و جمع و ... با زبانهای فارسی و عربی بسیار متفاوت است. برای مثال به لغات زیر و جمع آنها توجه فرمائید.

ئافره ت = زن                        ئافره ته كان = زنان     
 كانی = چشمه                    كانیه كان = چشمه ها
ره ش = سیاه                       ره شه كان = سیاهها
هیوا =  امید                          هیواكان = امیدها
گه لا = برگ                          گه لا كان = برگها     
شوتی = هندوانه                  شوتیه كان = هندوانه ها
 
همچنین در زبان كردی كلماتی وجود دارد كه در زبان فارسی معادلی برای آنها یافت نمی شود.

چلووك = انتهای بلندترین قسمت شاخه های درخت
تاسه = بسیار مشتاق بودن به دیدار كسی
باچك = بلال سرخ رنگ
ته یلاق یا كاشی = بچه شتر
جانیك =  بچه اسب

و خیلی كلمات دیگر كه به دلیل خلاصه گویی از ذكر آنها خودداری می كنیم.
 
منابع :
درویشیان علی اشرف ـ فرهنگ عامه
مرتضایی محمد ـ زبان كردی و لهجه های مختلف آن
هه ژار ـ فرهنگ كردی به فارسی



پاره ای از لغاتی كه در زبان انگلیسی و فرانسوی و كردی مشتركند، عبارتند از :
مدل فارسی معادل كردی كلمه انگلیسی لهجه ها
جیغ و فریاد چریكه Shrik كرمانجی باشور
گزارش دادن لاپرت Report كرمانجی باشور
بازی گمه Game كرمانجی باشور
كتری كتل Kettele گیلان غرب
تمام كردن فی نی ش Finish كرمانجی باشور
جیره رهشن Ration كرمانجی باشور
سیب زمینی په تا توو Potato اورامی پاوه
گوجه فرنگی ته ماته Tomato كرمانجی باشور
تخم مرغ هیك Egg كرمانجی باكور
ستاره استرك Star كرمانجی باكور
مغز مه ین Mind كرمانجی باكور
بخش پار Part كرمانجی باكور
عتیقه انتیك Ontique كرمانجی باكور
چكیدن دلوپ Drop كرمانجی باكور
كفش سوول Sole كرمانجی باكور
فارسی كردی فرانسوی لهجه های كردی
دختر ده وه ت Daughter كرمانشاهی
لب لی و Levre كرمانجی باكور
زانو ژو نی Genou كرمانجی باكور
پا پی Pied كرمانجی باشور
دندان دی وان
Dent
کرمانجی باشور