تبلیغات
اهورا مزدا بی همتا - تنبور از دیرباز تا کنون
یکشنبه 2 آبان 1389

تنبور از دیرباز تا کنون

   نوشته شده توسط: محسن مهدی پور    

هـــو

 

 با سلام خدمت یاران گرامی ، در این پست و چند پست بعدی قصد دارم تا مطالبی را از رساله " تنبور از دیرباز تا کنون " قرار دهم که همانطور که دوستان اطلاع دارند ، نگارنده این اثر استاد عالی نژاد میباشد که به منظور ارائه پایان نامه کارشناسی در دانشکده هنر تهران انجام شده است. سعی میکنم مطالب را در چندین پست متوالی  قرار دهم تا جذابیت خود را حفظ کرده و موجب دقت بیشتر شما دوستان عزیز شود. استاد عالی نژاد در قسمتی از مصاحبه های خود یک معرفی کلی از این کتاب یا رساله را بیان کرده اند که قبل از متن اصلی می آورم.   یا علی مدد /.

 

معرفی این کتاب در یک مصاحبه از زبان استاد عالی نژاد

 کتابی است موسوم به "  تنبور از دیر باز تا کنون " ،  من ابتدا فکر میکردم که تنبور فقط نزد جامعه یارستان اهل حق است ولی وقتی با کتابهای عرفانی مواجه شدم دیدم نام تنبور در کتابهای دیگر مثل کتابی که مربوط به سلاسل دیگر عرفا نی و طریقت­های غیر از یارستان اهل حق است نام تنبور وجود دارد ، از جمله در دیوان کبیرمولانا معروف به دیوان شمس شانزده مرتبه نام تنبور آمده حتی در شاهنامه فروسی نام تنبورآمده است و این مرا وادار کرد که بیشتردرتاریخ تنبورجستجو کنم و حضور تنبور در ایران و در سایر ملل و اقوامی که ایرانی بودند یا وابسته به ایران بودند را مورد بررسی قرار دهم و به کمک استاد بزرگ مرحوم دکتر تقی بینش که در دانشکده موسیقی رسالات کهن موسیقی را تدریس میکردند ، رسالاتی را که میشد رد پای تنبور را پیدا کرد از ایشان اسامی اش را گرفتم و به کتابخانه ها مراجعه کردم. کتابخانه­هایی که کتبِ خطی چاپ نشده بود و در آنجا رد پای تنبور را پیدا کردم تا جایی که دیگر کتاب نبود و به لوحهای گلی و اسنادی که در عهد باستان برروی سنگ یا گل پخته مینوشتند به آنها مراجعه کردم و از مجسمه ها و پیکره­هایی که در موزه های ایران باستان، موزه لندن و موزه پاریس بود ، کمک گرفتم و اسنادی را ارائه دادم که تصویر یا پیکره تنبور نواز بر آن­ها نقش بسته بود ( دیواره سنگی آشور، بابل و بعضی دیواره­ها ی سنگی ایران که شاید اگر اغراق نباشد به هفت هزار سال تا ده هزار سال میرسد ).  در این اسناد از حضور تنبور بعضی وقتها چند قرنی خبری نیست ولی رد پای تنبور را شاید از اعصاربسیار گذشته تا امروز بررسی کردم و این نکته را در یافتم که تنبور در جاهای دیگر تغییروضعیت داده و سازهای دیگر از آن منشعب شده ؛ مثل دوتار، چگور، دیوان ، باقلاما ، ولی کیفیت تنبور بودنش را مردم یارستان حفظ کردند و اگر اینها را در جمخانه­ها یعنی در محل های عبادت و ذکر حفظ نمیکردند شاید مانند بسیاری از سازها که نامشان در کتب موسیقی هست ولی خودشان نیستند از میان رفته بود.

 

 " تنبور از دیرباز تا کنون "

 - تنبور اهل حق

 مقدمه :

در گذشته بطور اجمال از تنبور كه مورد استفاده و مختص اهل حق و اهل تصوف می‌باشد سخن به میان آمد و معلوم شد كه عده‌ای از اهل عرفان با نیّاتی مقدّس و روحانی تنبور را در مجالس ذكر بكار برده و از آن به عنوان وسیله‌ای برای نیایش بدرگاه معبود و مدح و ثنای معشوق حقیقی بهره می‌برند ، البته فضای محدود این رساله مجال معرفی و شناساندن اصول عقاید و تحلیل و بررسی آراء جماعت اهل حق را نمی‌دهد امّا برای شناساندن تنبور اهل حق بهتر آن است كه آئین اهل حق را تا حدودی بشناسیم .

جامعه اهل حق پس از اعتقاد راسخ به واحدانیت ذات مقدّس حق تعالی و اعتقاد به ارسال سلاله مطهّر انبیاء عظام و اعتقاد به رستاخیز نهائی و بسیاری از آراء توحیدی دیگر ، جهان را جلوه جمال و جلال حضرت حق دانسته  و تجلی اعظم انوار معبود واجب الوجود را در آئینه ممكن ، تحت عنوان مظهریت میسّر می‌داند . از این‌رو با نگاهی دیگر به سیمای اولیاء خدا می‌نگرد ، نگاهی كه حاصلی جز عشقی جنون‌آسا درپی ندارد . و راه عشق را كوتاهترین راه رسیدن به مقصود می‌داند . اگرچه این راه كوتاه از میان دریای غم ، مصیبت ، بلا ، هجر و سوز  و گداز می‌گذرد . در این آئین ، محور و ستون اصلی سلوك ، عشق است و شاه بیت غزل سلوك یعنی عبادت ، درنظر رهروان سلسله مذكور حالتی به غایت عاشقانه به خود می‌گیرد . رهرو این وادی موسیقی را ابزار وجد و مكاشفه و تلفیقش را با معانی نهفته در كلام موزون ، روایتگر حسن دلدار خویش و داروی درد جانكاه هجر و شیدائی خود می‌داند ، تمامی ابزار موسیقائی چنانچه در خدمت هدف مذكور قرار بگیرند منزلتی شایسته و احترامی در حدّ قداست خواهند یافت. اگر بعضی از این آلات در گذشته به چنین حدّی از احترام رسیده‌اند ، چنانچه در فصول گذشته شرح آن گذشت ، تنبور از هزاره‌های قبل از میلاد حضرت مسیح «ع» همدم نیایش و محرم راز و نیاز پارسایان حق‌پرست بوده است . در هزاره اخیر نیز در اكثر مواردی كه سخن از اشراق ، عرفان ، شوریدگی ، عشق و ذكر حق است ، تنبور همنشین و همراه حق‌جویان بوده و هست.

باشكوهترین دورانی كه تنبور به خود دیده است حضور در اردوی حضرت مباركشاه لرستانی ملقب به شاه خوشین ، پیر و مراد باباطاهر همدانی است . اگرچه پیش از آن نیز بزرگان بسیاری از ندای حقانی‌اش بهره‌مند بوده‌اند .

آن دوران باشكوه حدوداً در قرن پنجم هجری و معاصر  با سلطنت سلجوقیان بوده است ، چنانچه در متون كهن یارسان آمده است . مباركشاه كه خود محل تجلّی انوار قدسی حق تعالی بوده است ، مریدان و یاران حاضر در اردوی عظیم خود را به دسته‌های نهصد نفری تقسیم و موسوم به نهصد نهصده نموده‌اند . افراد هردسته می‌باید از یك آلت موسیقی برای شركت در مجالس سماع و ذكر استفاده نمایند در سلسله گفتارهای موجودی در این خصوص ، تعداد كثیری از سازهای مورد استفاده اردوی مذكور نام برده شده است كه متأسفانه از بسیاری از آنها بجز نامی باقی نمانده است . رهبر این نهضت روحانی بزرگ و نهصد نفر از مریدان بلندمرتبه تنبور می‌نواخته‌اند . ازآن زمان تاكنون جامعه اهل حق تنبور را ساز شاه خوشینی می‌نامد . زیرا شخصیت مذكور از میان دهها ساز موجود در آن زمان كه جملگی به اردوی مورد بحث وارد شده بودند ، برای خود تنبور را برگزید . چنانچه در رسالات مذكور و در افواه جاری است ، آن مرشد عالی جاه به تمامی نوازندگان حاضر در اردوی خود كه هزاران نفر بودند امر فرموده بود كه در یكی از اعیاد مذهبی بنا به اقوالی در عید سعید قربان در محلی واقع در كرانه‌های رود گاماساب جمع شده ، سازهای خود را برای شركت در مجلس ذكر و سماع روحانی همصدا نمایند . در آن روز مبارك یكی از بزرگترین اجتماعات ذكر و سماع حقانی برپا گردید كه شاید در تاریخ نظیری برای آن نتوان یافت.

بعضی از مقامات ساخته شده توسط بزرگان آن اردو از آن زمان تا كنون بطور سینه به سینه از پیر و مرادی به مریدان و از استادی به شاگردان منتقل گردیده تا مرحمی باشد بر دردهای نهفته در دلهای شرحه شرحه از درد جانسوز فراق و اشتیاق . از زمان مباركشاه به بعد رهروان وادی مذكور در مجالس سماع و حلقه‌های ذكر از سازهای گوناگون استفاده می‌كردند كه مهمترین آن سازها عبارت بودند از : تنبور ، بربط ، قانون ، رباب ، نی ، سرنا ، دف و دهل .

پس از گذشتن حدوداً دو قرن از دوران مذكور یعنی معاصر با حكومت ایلخانیان درخت معارف مباركشاهی با ظهور حضرت سلطان اسحق برزنجه‌ای حقیقت به بار آورد. با ظهور شخصیت مذكور فضایی متعالی از اسرار ولایت و رموز اشراق و عرفان توحیدی بر روی سالكان وادی حق گشوده شد.

آن پیشوای صاحب كرم ، دریائی از كوثر زلال هدایت و اركان یاری را در قالب بیانات گهربار خود موسوم به سرانجام یاری در اختیار طالبین راه حق قرار داد . از جمله آن اركان ، پذیرش و انتخاب تنبور از میان تمامی سازها بعنوان یگانه ساز آئینی سلسله مذكور و دستور تدوین هفتاد و دو مقام و سرود آهنگین یاری برای اجرا در جمع خانه كه مكان تشكیل اجتماعات مذهبی و جایگاه صرف نذر و نیاز و محل برپائی مجالس ذكر و سماع حقانی است می‌باشد .

بدین‌ترتیب تنبور نزد یاران اهل حقیقت چنان منزلتی یافت كه ملقب به نداءالحق گردید و چنین شد كه سرسپردگان وادی مذكور چنان محترم و عزیزش بدارند كه هیچگاه مقام حقانی‌اش را با اجرای الحان بی ‌مقدار نیالایند و هرگز بی‌طهارت ظاهر و باطن دست بر دستش ننهند و نهایتاً قبل و بعد از هربار نواختن دستش را بوسیده بردیده نهند . شاید برای شناسائی جایگاه تنبور در آئین اهل حق همین مختصر كافی باشد. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

حال وقت آنست بپردازیم به معرفی تنبوری كه قسمتی از وظیفه‌اش اجرای هفتاد و دو لحن و مقام حقانی است یعنی : «تنبور اهل حق»

مشخصات ظاهری :

بلندی این ساز در نمونه‌های مختلف یكسان نیست و بدون درنظر گرفتن نمونه‌های استثناء 85 تا 90 سانتیمتر می‌باشد . و تشكیل شده است از : كاسه ، دسته ، صفحه ، سیم گیر ، خرك دسته ، خرك صفحه ، دو یا سه گوشی ، دو یا سه سیم و 13 یا 14 دستان .